محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2786
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« بوسيلهء نيكخواهى سزاوار عدالت و غنيمت ما شويد ، بدانيد كه در هر « چه قصور كنم از سه چيز قصور نمىكنم : از حاجتمندتان رو نمىپوشم « و گرچه هنگام شب آيد . روزى و مقررى را عقب نمىاندازم . بجنگ « رفتگان را دير نمىدارم . از خدا بخواهيد كه پيشوايانتان را قرين صلاح « بدارد كه راهبران ادبگران شمايند و پناهگاهتان كه سوى آن پناهنده « شويد . و چون به صلاح آييد آنها نيز به صلاح آيند . دشمنى آنها را به دل « مگيريد كه خشمتان فزون شود و غمتان دراز شود و حاجتتان بر نيايد و « اگر به نتيجه رسد برايتان مايهء شر شود ، از خدا مىخواهم كه همه را « بر همه كمك كند . وقتى ديديد كارى را دربارهء شما اجرا مىكنم اجراى « آن كنيد و گر چه مايهء زبونى شما شود . از ميان شما كشتگان بسيار خواهم « داشت ، هر كدامتان بپرهيزد كه مبادا از كشتگان من باشد . » گويد : عبد الله بن اهتم به پا خاست و گفت : « اى امير ، شهادت مىدهم كه ترا حكمت و گفتار قاطع دادهاند . » گفت : « دروغ گفتى آن پيمبر خدا داود عليه السلام بود . » احنف گفت : « اى امير گفتى و نكو گفتى ، ثنا از پس امتحان است و ستايش از پس بخشش ، ما ثنا نگوييم تا امتحان كنيم ، » زياد گفت : « سخن راست آوردى » ابو بلال مرداس بن اديه برخاست و آهسته گفت : « خدا جز آن گفته كه تو مىگويى ، خداى عز و جل گويد : * ( وَإِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى ، أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى 53 : 37 - 39 ) * » [ 1 ] يعنى : و ( صحيفه هاى ) ابراهيم كه وفا كرد ( به او ) خبر ندادهاند كه هيچ باربردارى بار گناه ديگرى را بر ندارد و انسان جز حاصل كوشش خويش چيزى
--> [ 1 ] سورهء نجم 53 آيه هاى 37 و 38 و 39